تبلیغات
کمانه Kamane - مطالب ابر بهلول عاقل
قصه های بهلول

2 - مشورت با عاقل و دیوانه (تاجر و ماجرای آهن و زغال و سیرو پیاز)

تاجر نزد بهلول آمد  و گفت ای بهلول عاقل در امر تجارت از تو مشورتی می‌خواهم. می‌خواهم چیزی بخرم بعد آن را مدتی نگه دارم و با قیمت بیشتری آن را بفروشم. بهلول به او گفت آهن و زغال بخر.

بعد از مدتی... 

ادامه مطلب

طبقه بندی: قصه های بهلول، 
برچسب ها: بهلول، قصه های بهلول، بهلول عاقل، مشورت با عاقلان، مشورت با جاهلان،  

تاریخ : سه شنبه 4 اسفند 1394 | 04:15 ب.ظ | نویسنده : غلامحسین زکوی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.


بارش برگ های پاییزی!!

  • کد نمایش افراد آنلاین