تبلیغات
کمانه Kamane - (370) آیا دعا، از قضاها و مقدراتی که بدون پیش‌بینی و غیرقابل رؤیتند، جلوگیری می‌کند؟ 2- قضاهای مقدر شده‌ی نازل شده (تحقق یافته)؛

(370) آیا دعا، از قضاها و مقدراتی که بدون پیش‌بینی و غیرقابل رؤیتند، جلوگیری می‌کند؟

2- قضاهای مقدر شده‌ی نازل شده (تحقق یافته)؛


این گونه قضاها خود به دو شکل قابل تصورند:

1.      قضاهای مقدر شده‌ی نازل شده‌ای که به مرحله‌ی اجرا نرسیده است؛

قضاهایی که مقدر شده است ولی انسان هنوز گرفتار آن نگشته است در این صورت، دعا می‌تواند آن را دفع کند و به عنوان مانع، انسان را از ابتلاع به آن نجات دهد. امام زین‌العابدین علیه‌السلام در روایتی تعبیر به بلاهای نازل شده و نازل نشده آورده‌اند که منظور همان مقدرات قطعی هستند که یا تحقق یافته‌اند و یا تحقق نیافته‌اند.

امام زین العابدین علیه السلام می‌فرمایند: دعا ، بلاى نازل شده و نازل نشده را دفع مى كند." [1]

در این مورد نیز دعا، ما را از آن جایگاه دور می‌کند و یا مانع از تأثیرگذاری آن می‌شود هر چند بلا نازل گردیده و قطعی شده باشد. بهترین نمونه از این گونه قضاها، عذابی بود که بر قوم یونس نازل شد ولی هنوز مردم گرفتار آن نشده بودند، که با دعا و گریه و زاری مردم، آن عذاب نازل شده، دفع گردید.

2.      قضاهای مقدر شده‌ای که به مرحله‌ی اجرا رسیده است؛

در این گونه قضاها، دعا نمی‌تواند آن را دفع کند چون سنت الاهی تغییری در آن صورت نمی‌گیرد و اگر انسانی گرفتار آن شود، خلاصی از آن با دعا محال است. مثلا انسان اگر با ماشینی تصادف کند، صدمه دیدن امری مسلم و قطعی است و دعا نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد.

این سنت و قضا تغییر نخواهد کرد ولی اگر در همین حالت مصلحت خداوند بر آن تعلق بگیرد، (در غیر از مرگ) با دعا کردن از شدت صدمه و خطر کاسته می‌شود مثلا می‌تواند مقاومت در بدنش را زیاد کند و یا راه علاجی که می‌تواند او را از مرگ نجات دهد به طبیبش الهام نماید و هزاران راه که مانع از تأثیر بیشتر گردد. کما اینکه در بسیاری از موارد گفته می‌شود: اگر کمی دیرتر آورده بودید مریضتان می‌مرد.

"به نقل از زراره ـ : امام باقر علیه السلام به من فرمود : آیا تو را به چیزى راهنمایى نكنم كه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در آن استثنا نزده است؟ عرض كردم : آرى . فرمود : دعا، قضا را ـ گر چه حتمى و قطعى شده باشد ـ برمى‌گرداند . حضرت [براى تشبیه و بیان قضاى محتوم] انگشتانش را به هم چسباند." [2]

انگشتانی که چسبیده باشند طبق سنت الاهی محال است از هم جدا شوند ولی خداوند می‌تواند به خاطر دعا علت چسبیده شدن دو انگشت را از علت بودن بیندازد همانطوری که آتش را از علیتش در خصوص آتش نمرود برای سوزاندن ابراهیم علیه السلام، انداخت. در همین حالت اگر حضرت  ابراهیم داخل آتش می‌افتاد و آتش از حرارتش خالی نمی‌شد، محال بود با دعا بتوان آن حضرت را نجات داد.

نمونه روشن آن عذاب اقوام گذشته است مثل قوم نوح و قوم لوط و... که وقتی بلا نازل شد و مردم گرفتار آن شدند، مرگ حتمی گشت دیگر دعا تأثیری نمی‌داشت برخلاف قوم یونس که گرفتار بلا و عذاب نگردیده بودند هر چند عذاب نازل شده بود ولی مردم به آن مبتلا نگشته بودند که در این صورت با دعا نجات یافتند.

 

ادامه دارد...

------------------------

غلامحسین زکوی، کتاب فریاد خسته دلان، انتشارات دانشکده اصول دین.1390

 غلامحسین زکوی

 کمانه

 http://kamane.mihanblog.com

hosseinzakavi@gmail.com

 

 

 



[1] - کلینی، الکافی؛ ج2, ص 469, حدیث 5. ؛ ترجمه: ری شهری، میزان الحکمه، ج4، ص 19.

[2] - کلینی، الکافی؛ ج2, ص 470, حدیث 6. ؛ ترجمه: ری شهری، میزان الحکمه، ج4، ص 195.




طبقه بندی: دعا،  قضا و قدر،  سنت الهی ،  نقد و نظر،  بدعت و نو آوری،  حاکمیت و حکومت ، 
برچسب ها: سنت الهی، بدعت و نوآوری، نقد و نظر، قضا، قدر، قضا و قدر،  

تاریخ : پنجشنبه 14 خرداد 1394 | 11:13 ب.ظ | نویسنده : غلامحسین زکوی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.


بارش برگ های پاییزی!!

  • کد نمایش افراد آنلاین